خرید بک لینک
من توی یک خونواده مذهبی و سنتی بزرگ شدم ، که سنتی بودنشون از مذهبی بودن شون خیلی جلوتر بود ، بارها توی این وبلاگم گفتم از رسم و رسومات که توی سنت های خانواده داریم و چقدر مذهب توشون دخیل ، اما یک چیزی که هست اینه که فکر خونواده بسته نیست ، که اگر بسته بود من هربار از گفته های مامانم شگفت زده نمیشدم ، یعنی با اینکه مذهبی و سنتی اما آنقدر مطالعه داره و که چیزهایی رو بهم یاد میده ، واقعا به خودم میگم من چطور تا حالا ازین زاویه به ماجرا ورود نکرده بودم ؟!!!! حتی هرکدوم از خاله هام هم مثل مامانمم ، البته شاید اینم جزوی از سنت خانواده باشه که مطالعه کنی و از مطالعه توی زندگیت استفاده کنی . + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۱/۲۴ ساعت 13:37 توسط مونا گلناز  | 

برچسب: نویسنده: آروین جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 18:28

اونی که مهمونی نهار دعوت میکنه ۱۰۰ بار با کفایت تر از اونیه که شام میده و افدر میده و جا خواب میده آدم تازه از خواب بیدار میشه تازه ی چایی خورده ، میخواد بشینه تا یکمی لود شه ، یک ایمیلی چک کنه و چهار تا خبر بخونه ، بعد تازه بیافته فکر نهار ، بعد فکر کن یک آدم باشعور بهت زنگ بزنه و بگه نهار بیایین پیش ما ، آخ آخ اون آدم خیلی معرکه اس

برچسب: نویسنده: آروین جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 18:28

امروز صبح ساعت شش از تشنگی زیاد پا شدم آب خورم بعد رفتم دستشویی احساس کردم صدای پرنده ها میاد ، برگشتم تو تخت دیدم بسیار واضح صدای چند نوع پرنده مختلف میاد ، انگار بهار از تمام پنجره ها و هواکش های خونه داره وارد خونه میشه ، نوش جونتون این بهار .

+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۱/۲۶ ساعت 19:44 توسط مونا گلناز  | 

برچسب: نویسنده: آروین جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 18:28

صفحه بندی